السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

348

تفسير الميزان ( فارسي )

ضعيف شمرده ) از ابى سعيد خدرى از بلال نقل كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : اى بلال خدا را به حالت فقر ملاقات كن نه به حالت توانگرى . پرسيدم چطور خود را فقير كنم ؟ فرمود : وقتى خداوند به تو رزق ارزانى داشت پنهان مكن ، و اگر از تو از آن مال چيزى خواستند دريغ مدار . پرسيدم : چگونه مىتوانم چنين كنم ؟ فرمود : وظيفه اين است و گر نه آتش است « 1 » . گفتارى در معناى كنز شكى نيست كه قوام اجتماعى كه بشر بحسب طبع اولى خود تشكيل داده بر مبادله مال و عمل پايدار است ، و قطعا اگر چنين مبادله اى در كار نمىبود مجتمع انسان حتى يك چشم بر هم زدن قوام نمىداشت . راه بهره مندى انسان در اجتماعش غير از اين نبوده كه امورى از مواد اوليه زمين گرفته و به قدر وسعش روى آن عمل نموده و از نتيجه عملش ما يحتاج خود را ذخيره مىكرده است و ما زاد بر احتياج خود از آن حاصل را به ديگران مىداده و در عوض ساير ما يحتاج خود را از آنچه كه در دست ديگران بوده مىگرفته . مثلا يك نفر نانوا از نانى كه خود مىپخته به قدر قوت خود و خانواده اش برمىداشته و زائد بر آن را با پارچه اى كه در دست نساج و اجناس ديگرى كه هر يك در دست افراد معينى درست مىشده معاوضه مىكرده ، و همچنين صاحبان حرفه هاى ديگر همه و همه اعمال و فعاليتهايى كه در اجتماع صورت مىگرفته همانا خريد و فروش و مبادله و معاوضه بوده است . و آنچه از بحثهاى اقتصادى بدست مىآيد اين است كه انسانهاى اولى معاوضه و مبادلاتشان تنها روى اجناس صورت مىگرفته ، و متوجه نبوده‌اند كه به غير از اين صورت نيز امكان پذير هست . اما اين را توجه داشتند كه هر چيزى با چيز ديگر مبادله نمىشود ، زيرا نسبت ميان اجناس مختلف است ، جنسى مورد احتياج مبرم مردم است و جنسى ديگر اينطور نيست ، يك جنس بسيار رايج است و جنس ديگر خيلى كم و ناياب است ، و هر جنسى كه بيشتر مورد احتياج باشد و كمتر يافت شود قهرا طالبانش نيز بيشتر است ، و نسبتش با جنسى كه هم زياد مورد

--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 234